نمیدونم چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باز هم این روزها پسرم حرفهایی میزند که من و باباش مات و مبهوت بهش نگاه میکنیم و واقعا نمیدونیم چی بگیم .
فقط بهش نگاه میکنیم حتی نمیتونیم جوابش را بدهیم.
مثلا:
وقتی باربد کار بدی انجام میده وبعد از کار بدش قیافه من وباباش را میبینه و میفهمه کارش بد بوده میگه (باباجونه من باربد کوچولیه )
رفته تولد با دادا مسعود(پسر عمه اش) وقتی اومد خونه یکدفعه در اومد به من وباباش گفت باربد للود (یعنی برای باربد تولد بگیرید) من هم گفتم تولد شما 28 آبان .پارسال یادته خونه مامان ن گرفتیم یکدفعه در اومد گفت اون للود کوچولی باربد للود دزرگ ایخواد (اون تولد کوچولو بود باربد تولد بزرگ میخواهد ) من که واقعا نمیدونستم چی بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟شما خودتون قضاوت کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟////
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نمیدونم چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
